مجله نگاه شرقی

پرسونال برند در دربار همایونی

چارسوُ

جای همگی خالی، جمعمان جمع بود در هیأت تحریریه نگاه شرقی. داشتیم درباره شماره تازه مجله بلندبلند فکر می کردیم. صحبت از تام پیترز و اندیشه های او بود که نگاهم با چشمان غضب آلود ناصرالدین شاه تلاقی کرد. روی استکان کمرباریک سردبیر جا خوش کرده بود و چشم از من برنمی داشت. ناراحتی اش را می فهمیدم. از سریر سلطنت تنزل پیدا کرده بود روی میز شیشه ای نیم بند دفتر ما و درونش چای ریخته بودند، اما مگر من مقصر بودم. لحظاتی گذشت و دیدم قرار نیست سگرمه های همایونی از هم باز شود. می خواستم با ایما و اشاره به او بفهمانم که چه کاری از دست من برمی آید که خودش پیش دستی کرد و گفت: «ملت از این فراموش کارتر نوبر است. اولین بار ما در دنیا بیرق پرسونال برندینگ را برافراشتیم، آن وقت شما آمیزقلمدون ها طرف اجنبی جماعت را گرفته اید و انگار نه انگار… » بخت یارش نبود و حرف هایش ناتمام ماند چون دستان سردبیر مقابل دهانش قرار گرفت، بلندش کرد و پس از مزمز های گفت سرد شده و راهی آبدارخانه اش کرد. جرقه ای در ذهنم زده شد و بعدتر که بیشتر فکر کردم، دیدم سلطان صاحبقران پر بیراه هم نمی گفت…
«القاب مختلفه که برای تمایز اشخاص به طبقات علما و وزرا و شاهزادگان و اعیان و تجار و محترمات خوانین داده می شود از این تاریخ به بعد مشروط به فقرات مشروحه ذیل است: اولاً لیاقت و برازندگی شخصی، ثانیاً ظهور خدمتی فوق العاده که او را مستوجب امتیاز و تعزیز در خطاب کرده باشد، ثالثاً موجود بودن اسباب و لوازم ظاهره که بتواند در خطاب دولتی تجملات خود را حفظ کند. رابعاً مناسبات حال و محل و مدعوبه که موقع و مسلک و شخص و تشخص آن به همه جهت رعایت شده باشد. خامساً تعیین القاب از لقب هایی که تاکنون مصطلح و معمول شده است. اختراع لفظ جدید و اشتقاق تازه در لغات به کلی موقوفست… کسانی که از طبقات نوکر و غیرنوکر بی حکم همایون به خود لقبی بسته و تدریجاً خود را به آن القاب معروف نمایند مستوجب حبس و جریمه خواهند بود. »

نظر دهید