مجله نگاه شرقی

فراسوی برندسازی شخصی

روُیِش
آیا می توان از برندسازی شخصی صحبت نکرد؟
پرداختن به برندسازی شخصی کاری است سهل و ممتنع. از یک سو با مفهومی علمی روبه رو هستیم که نیازمند تعریف و تعیین حدود و مصادیق است و از سویی دیگر با فرآیندی سروکار داریم که همواره، به طور آگاهانه یا ناآگاهانه در حال انجام دادن آن هستیم و جزئی از زندگی روزمره ماست. ما در هر لحظه و در هر کجا، با هر گفتار و هر رفتارمان، تصویری از خود در ذهن اطرافیان و مخاطبان مان می سازیم که به واسطه آن ارزیابی و قضاوت می شویم؛ متأسفانه یا خوشبختانه از این فرآیند دائمی و بی وقفه برندسازی، گریزی نیست و خواه نا خواه باید آن را بپذیریم.
برندسازی شخصی، این گستردگی و این میزان از اقبال عمومی را مرهون ظهور نسل دوم وب است. پیش از شکل گیری وب 2، بستر لازم برای فراگیر شدن و کاربردی شدن مفهوم برندسازی شخصی وجود نداشت. ظهور نسل جدید وب در کنار همه گیر شدن شبکه های مجازی اجتماعی، گستره ی برندسازی شخصی را از نظر زمانی و مکانی وسعت بیشتری بخشیده است؛ به طوری که حتی در هنگام خواب نیز، صفحات شخصی مان در شبکه های اجتماعی برای دوستان مان در سراسر دنیا فعال و در دسترس است و همواره در حال ایجاد و انتقال تصویری از ما به دیگران است.
این در دسترس بودن همیشگی در شبکه های اجتماعی، مرزهای زندگی خصوصی ما را بیش از پیش ناپیدا کرده است و متعاقب آن، ما نمی توانیم تمایزی بین زندگی شخصی و کاری مان قائل شویم؛ کم کم شخصیت ما در خانه و محل کار ادغام می شود و گویا ما محکومیم همواره بر اساس یک هویت ترکیبی که این فضای جدید برای ما به ارمغان آورده است، رفتار کنیم. بر این اساس می توان گفت برندسازی شخصی موضوعی نیست که با اراده خود آن را برای بررسی انتخاب کرده باشیم یا فرصت مطالعه آن به ما پیشنهاد شده باشد، بلکه این ما هستیم که توسط آن انتخاب شده ایم و ناگاه خود را درون این فرآیند یافته ایم. باری برای این که بتوانیم از تسلط این جریان بر زندگی مان جلوگیری کنیم؛ در مقام یک کاربر باقی بمانیم و به برونداد و خروجی آن تبدیل نشویم، از پرداختن به برندسازی شخصی و بررسی سیر آتی آن ناگزیریم.

 

روندهای فضای کسب وکار و جایگاه برندسازی شخصی
این روزها اگر به هر نوشتار و یادداشتی که پیرامون اقتصاد و کسب و کار نوشته شده است نگاهی بیاندازید، بی شک خواهید دید که بخش قابل توجهی از آن به توصیف شدت رقابت موجود در بازارهای داخلی و خارجی پرداخته است؛ بنابراین از توضیح واضحات می گذریم و مختصراً به بررسی تأثیرات «رقابت » بر بازار و ارتباط آن با برندسازی شخصی می پردازیم. این تأثیرات شامل دامنه وسیعی می شود اما مواردی از آن که با بحث ما در ارتباط است شامل این چهار روند کلی است:
1.1 کوچک شدن شرکت ها
2.2 کوتاه شدن مد تزمان رابط هی کارمند و کارفرما و کاهش امنیت شغلی
3.3 دورکاری
4.4 لزوم به روز رسانی دائمی مهارت های نیروی کار
شرکت های بزرگ در حال کوچک شدن هستند و در آینده ی نزدیک، بسیاری از آن ها از بین خواهند رفت و یا تجزیه می شوند و در قالب شرکت های کوچک به حیات خود ادامه می دهند. طبق داده های اس اند پی 500 پیش بینی می شود متوسط طول عمر شرکت های محاسبه شده در این شاخص، به ویژه شرکت های بزرگ، کاهش بسیاری خواهد داشت. بر این اساس پیش بینی متوسط عمر یک شرکت در دهه های گذشته 75 سال بود اما اکنون این رقم به 15 سال رسیده است و همچنین پیش بینی می شود تا سال 2027 سه چهارم شرکت های موجود در شاخص اس اند پی 500 به شرکت های کوچک تری تقسیم شوند و دیگر به شکل امروزی شان وجود نداشته باشند. این امر باعث شده است تا موضوعی به عنوان استخدام طولانی مدت، یا شغل مادام العمر و مطمئن رفته رفته بی معنی شود. در محیطی که آبستن تغییراتی این چنین بنیادی است، دوراندیشی لازم را برای آینده شغلی برای تمامی کارمندان الزامی و واجب است.
در گذشته رابطه کارمند و کارفرما، رابطه ای در قالب قرارداد اجاره کار و زمان در نظر گرفته می شد، به این صورت که کارمند، انرژی، مهارت ها و بخش معینی از زمان خود را در طول روز به کارفرما اجاره می داد و در ازای آن حقوق می گرفت و احساس امنیتی نسبی داشت؛ اما اکنون این رابطه تحت تأثیر روند کوچک شدن شرکت ها، بسیار کوتاه تر از قبل شده است تا جایی که بنابر گزارش اداره آمار نیروی کار ایالات متحده امریکا، هر کارمند در عمر کاری خود به طور متوسط، بین ده تا پانزده بار تغییر شغل را تجربه خواهد کرد. در این صورت رابطه کارمند و کارفرما به رابطه بین دو شرکت شبیه تر می شود و هر کارمندی به عنوان یک شرکت در نظر گرفته خواهد شد که همواره نیازمند برندسازی بازاریابی است تا بتواند مهارت ها و زمانش را به شرکت های گوناگون بفروشد.
آمارهای منتشرشده توسط اداره آمار نیروی کار ایالات متحده و همچنین گزارش موسسه پرای سواترهاوس کوپرز حاکی از آن است که امروزه درصد بالایی از کارکنان، به صورت غیرحضوری و آنلاین در شرکت های بزرگ مشغول به کار هستند. این رقم در امریکا نزدیک به 40 درصد است و انتظار می رود در سال آینده میلادی رشد چشمگیری نیز داشته باشد. پدیده دورکاری علاوه بر کارمندان، برای شرکت ها نیز به صرفه تر است چرا که باعث کاهش هزینه های جاری و همچنین کاهش مسائل و اختلاف های شخصیتی میان فردی در محیط کار می شود. جذابیت دیگری که این پدیده برای شرکت ها دارد، کاهش هزینه های مالی و زمانی مصاحبه های استخدامی است.
در دهکده جهانی که ما ساکن آن هستیم و با در نظر گرفتن فراگیر شدن دورکاری، شرکت ها برای استخدام افراد مورد نیازشان، با گزینه های بی شماری از سراسر دنیا روبه رو هستند. این امر باعث شده است متخصصان منابع انسانی، برای تسهیل و تسریع فرآیند یافتن و استخدام افراد مناسب، متقاضیان استخدام را به صورت غیرحضوری بررسی کنند و به طور طبیعی ارزیابی برند شخصی متقاضیان در شبکه های اجتماعی، بخش مهمی از این فرآیند خواهد بود.
رقابت نیروی کار برای تصاحب شغل، به صورت رقابت بر سر مهارت ها و شایستگی ها نمایان می شود. شدت این رقابت به حدی است که بعضی از کارشناسان، مهارت های مورد نیاز را از لحاظ سرعت منسوخ شدن و سرعت جایگزینی با مهارت های جدید، به فرآورده های لبنی ارگانیک تشبیه می کنند که تاریخ مصرف بسیار کوتاهی دارند؛ بنابراین افرادی که به عنوان آماده به کار، به صورت فعالانه در پی استخدام هستند، می بایست مهارت های خود را دائماً به روز کنند و به هر نحوی که ممکن است این به روز بودن را به شرکت ها نشان دهند. در چنین شرایطی، برندسازی شخصی به عنوان یک راه چاره، به کمک این افراد آمده است و می توانند به کمک آن، جایگاه خود را در این بازار رقابتی بیابند، حفظ کنند و ارتقا بخشند.

 

نظر دهید