مجله نگاه شرقی

حقایق مجازی

رودررو

نشست تبلیغات دیجیتال


در چند سال اخیر علم بازاریابی در ایران دستخوش تحولات و پیشرفت فراوانی شده است و پدیده نوین تبلیغات دیجیتال توانسته در این میان جایگاه مهمی به دست آورد؛ به طوری که اغلب مدیران کسب و کارهای مختلف به گزینه تبلیغات دیجیتال به عنوان یکی از راه حل های ثمربخش نگاه می کنند. اما نظام عرضه و تقاضا در فضای تبلیغات دیجیتال چگونه است؟ آیا رشد چشمگیر این گونه از تبلیغات با توسعه زیرساخت های آن همراه بوده است؟ آیا از امکانات و قابلیت های تبلیغات دیجیتال به درستی استفاده می شود؟ برای بررسی بیشتر این موضوع، نگاه شرقی میزبان چهار صاحب نظر حوزه تبلیغات دیجیتال شد که هر کدام تاکنون تجربیات متفاوتی در این حوزه داشته اند. آقایان عادل طالبی و توحید علی اشرفی به عنوان سفارش دهندگان و سجاد سلجوقی و حسین موسوی به عنوان ارائه دهندگان تبلیغات دیجیتال، در این شماره از نگاه شرقی با رویکردی آسیب شناسانه، تصویری از گذشته، حال و آینده تبلیغات دیجیتال در ایران را برای مخاطبان ترسیم کردند.


طالبی: در ابتدا با خاطره ی یکی از اولین تبلیغات دیجیتالی که داشته ام بحث را شروع می کنم. من اولین بار در سال 1382 تبلیغات دیجیتال را تجربه کردم. در آن سال ها اینترنت کلاً شبیه امروز نبود و تعداد سایت هایی که خدمات تبلیغی آنلاین می دادند بسیار اندک بود. نه فقط تعداد سایت هایی که تبلیغ می پذیرفتند کم بود که کلاً تعداد سایت ها هم کم بود و اصولاً استفاده کننده از اینترنت و مخاطبان هم بسیار محدود بودند. طبق آماری که در آن دوره خوانده بودم، در ایران کلاً 5/ 2 میلیون کاربر از اینترنت وجود داشت. در میان همان محدود سایت موجود، پیدا کردن سایت هایی که بنر داشتند و تبلیغ می پذیرفتند بسیار سخت بود و همین طور راه های ارتباط و تماس با مسئولین آن ها. یک ماه طول کشید که ما با تمام سایت های مورد نظر تعامل کردیم و حدوداً 40 سایز مختلف بنرهای تبلیغاتی برایشان درست کردیم؛ چرا که سایزهای واحدی نیز وجود نداشت. بعد از قیمت گذاری های مختلف و بعضاً گران توسط هر سایت، نوبت به انتشار بنرها رسید. در طول مدتی که قرار بود بنرها در سایت قرار بگیرد، متوجه شدیم که خیلی از سایت ها بنرها را نمایش نداده اند و یا نمایش داده اند و بعد مدت کوتاهی آن ها را برداشتند. مجبور شدیم یکی از همکاران را شبانه روزی مأمور کنیم که این بنرها و وجودشان را در سایت ها دائماً بررسی کند؛ چرا که این بنرها یک ساعت بود و یک ساعت بعد، با وجود این که باید در سایت می ماند، برداشته می شد! اصلاً غیب می شد! در این میان، بعضی ها برای نمایش بنرها مشکلات تکنیکی داشتند، بعضی دیگر خودشان بنرها را پاک می کردند، بعضی ها یک در میان این بنرها را نشان می دادند. خلاصه خاطرم هست که تجربه ی اولین تبلیغات کلیکی من آ نقدر فجیع بود که تا سال 1386 دیگر هرگز تبلیغات بنری ندادم تا زمانی که واسطه های انجام این تبلیغات به وجود آمدند و به تدریج توانستیم راحت تر این گونه تبلیغات را انجام بدهیم و آمارهای حداقلی نیز از آن ها داشته باشیم. خود من به شخصه از این واسطه های تبادل بنر (بنر اکسچنجرها) که امروز تعدادشان هم خوشبختانه کم نیست، با توجه به تجربه و سابقه ی ذهنی ای که دارم و بر خلاف نظر بسیاری از دوستان که با آن ها مشکل دارند، بسیار رضایت دارم. به قول معروف، قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آمده باشد. این واسطه های تبلیغات بنری، در عمل کارشان این است که به جای این که من درگیر صحبت با صد تا سایت بشوم، فقط با واسطه صحبت می کنم. از طرف دیگر، سایت های منتشرکننده تبلیغات بنری هم به جای این که با صد تا تبلیغ دهنده مانند من بخواهند مذاکره و معامله کنند، با واسطه معامله می کنند. همچنین استاندارد شدن اندازه های بنر نوشته ها، بخش مهمی از کارهای تکنیکی که در قدیم مجبور به انجام آن بودیم را حذف کرد. به علاوه آمار نسبتاً قابل اتکا یا لااقل آمار قابل مشاهده و رصدی که امروز توسط واسطه ها ارائه می شود (و البته قابل اعتبار سنجی توسط ابزارهای رصدی مانند گوگل آنالیتیکس هم هست) یکی دیگر از مزایای این واسطه های تبلیغات بنری است. در واقع من بنرم را به واسطه می دهم و بدون این که به عنوان تبلیغ دهنده نیاز به هرگونه تعامل با منتشرکننده ها داشته باشم، هم زمان در یک، ده، صد، هزار یا حتی چند هزار سایت بنر من منتشر می شود. یکی دیگر از ویژگی های این واسطه ها شفافیت نسبی مالی و قابلیت برنامه ریزی و بودجه بندی هنگام کار با آن هاست.

علی اشرفی: به وجود آمدن این فضا ذاتاً رخداد جالبی است اما به نظر من باید به یک نوع رابطه ی برد-برد-برد بین ناشر، تبلیغ دهنده و پلتفرم نیز توجه شود. هنوز توسعه ی شایسته ای در این زمینه رخ نداده است. در حال حاضر سایت ها مملو از بنرها شده اند و گویی روح این فضا به اسپم آغشته شده است. در عصر گذشته همه چیز حول محور آگاهی رسانی و دیده شدن می چرخید و مارکتینگ و دیجیتال مارکتینگ علی رغم تعریف ذاتی خودش، داده محور نبود. در واقع بیشتر تبلیغات دیجیتال بود تا هر چیز دیگری. با این رویکرد، صرفاً آگاهی رسانی، جلوه کردن و چیزهایی شبیه به این فاکتورهای اصلی هستند و هیچ وقت به شاخص هایی مثل نرخ بازگشت سرمایه نمی توان رسید. اما وقتی دیجیتال مارکتینگ پا به عرصه می گذارد اعداد و ارقامی مثل نرخ بازگشت سرمایه نیز مطرح می شوند. این موضوع به ما نمی گوید که پول کمتر بده و نتیجه بیشتر بگیر بلکه می گوید نتیجه ای که می گیری از هزینه ای که خرج می کنی بیشتر باشد. یعنی من ممکن است 100 تومان به یک بنر بدهم و 100 واحد نتیجه بگیرم اما حالت بهترش این است که یک میلیون بدهم یک میلیون و 3 واحد نتیجه بگیرم. شما الان وقتی وارد سایت های خبری مهم کشور می شوید یک خبر داغ آن وسط هست و 12 بنر به دورش می رقصند، هرکدام مثلاً کلیکی 1500 تومان هستند و یا هر جایگاهی 10 میلیون تومان قیمت دارد. اگر فراوانی این بنرها کمتر بشوند مسئله ی برد-برد-برد رخ می دهد. حتی به نفع
مخاطب است که آنجا یک بنر ببیند. در این صورت ناشر هم به جای 10 میلیون تومان 100 میلیون تومان می گیرد، تبلیغ دهنده نیز به جای 100 واحد امتیاز 1 میلیون و 3 واحد به دست می آورد.
اگر بازگشت سرمایه برای برند تأمین بشود، تبلیغ دهنده حاضر است که هزینه بیشتری صرف کند. من خودم چندین سال است که انتظار دارم این اتفاق بیفتد و تعداد و حجم بنرها کمتر بشود و از طرفی فضای دید مخاطبان نیز کمتر آلوده گردد. در سایت های خارج از ایران هم این تعداد بالای بنر کنار هم قرار نمی گیرند. بهتر است که بنرها گران تر شده و بهتر نمایش داده شوند که اتفاق برد-برد-برد که صحبتش بود رخ دهد. به نظر من آغازگر این روش باید بسترهای تبلیغاتی (پلتفرم ها) باشند.

موسوی: اتفاقاً این موضوع مورد بررسی کانگورو به عنوان یک پلتفرم نیز بوده است. در خصوص تبلیغات سیاهی که در فضای فعلی وب در ایران وجود دارد؛ روش های مختلفی به سبک اسپم هستند که خیلی به سمت آن حرکت کرده ایم. یکی از روش ها تبلیغات همگن است که کیفیت ظاهری وب سایت را افزایش می دهد و از شلوغی ده ها بنر مختلف که عموماً رنگ های متضادی نیز دارند جلوگیری می کند. در حال حاضر شرایط وب سایت ها تا حدی بهتر شده است. یکی از ویژگی های این گونه تبلیغات این است که کاربر کمتر احساس می کند که در حال تماشای تبلیغات مزاحم است. موضوع دیگری که از اعتبار وب ایران می کاهد تبلیغات پاپ آپ است. درباره این موضوع تقریباً حتی فعالان آن عرصه هم کاملاً قبول دارند که کاربران اذیت می شوند، اما به خاطر عواید مالی، کد آن را از روی سایتشان برنمی دارند. در اینجا می توان
درباره اکسچنج نیز صحبت کرد. اکسچنج در تبلیغات مفهومیست که در قالب آن آگهی دهندگان و نمایش دهندگان تبلیغ، جایگاه های تبلیغاتی را به مزایده می گذارند. این نوع پلتفرم ها در لحظه مزایده را برگزار می کنند (آر تی بی) و جایگاه های تبلیغاتی را به آگهی دهندگان و کمپین های مختلف اختصاص می دهند. وجود این نوع پلتفرم ها باعث می شود که مشتریان در یک مزایده مشخص با همدیگر بر سر قیمت رقابت کنند و انتشاردهندگان تبلیغ نیز بر سر جایگاه هایی که قصد فروش آن را دارند رقابت کنند. البته متأسفانه خیلی تجربه خوبی از اکسچنج در بازار ایران نداشته ایم. در یکی دو سال گذشته این موضوع نیز ظهور کرده است اما به طور خوبی رشد و بازخورد نداشته است.

سلجوقی: جدای از مسئله آسیب شناسی، بهتر است تعریفی از تبلیغات دیجیتال ارائه کنیم. ما هنوز سر این تعاریف به توافقی نرسیدیم اما الان کلی شرکت داریم که یکی می گوید مدیا هاوس است (و به واسطه داشتن رسانه های تبلیغاتی مختلف و قابلیت ارائه خدمات از استراتژی تا اجرا، قادر به برطرف کردن نیازهای تبلیغاتی مختلف مشتریان است.) و یکی دیگر آژانس آنلاین است و … این ها هیچ کدام تعریف مشخصی ندارند؛ طبیعی هم هست چون همه شان به خاطر نیازی ایجاد شده اند که ناشی از توسعه تکنولوژی بوده است. به طور مثال «عدد» کنار «کافه بازار» متولد شد به خاطر آن که قصد داشتند تبلیغات موبایلی منتشر کنند. توسعه ای که آقای علی اشرفی از آن یاد کردند در واقع به صرفه نیست. یا اگر توسعه بدهیم برای یک شرکت کوچک به صرفه نیست. نمی شود پکیج هایی درست کرد که نرخ بازگشت سرمایه خوبی فقط برای بعضی از کسب و کارهای بزرگ ارائه بدهند. باید تعادلی در این معادله برقرار باشد.

آقایاری: در حال حاضر خیلی از کسب و کارها بدون داشتن برنامه مشخص بازاریابی، می خواهند تبلیغات دیجیتال داشته باشند. بعضاً حتی شناختی از تبلیغات دیجیتال نیز ندارند اما شنیده اند که این گونه ی تبلیغات مؤثر است. اگر ممکن است به چندین پرسش این عرصه پاسخ دهیم که چرا باید تبلیغات دیجیتال انجام دهیم؟ تبلیغات دیجیتال به چه مفهومی است؟ کسب و کارها چه پیش زمینه ای پیرامون تبلیغات دیجیتال نیاز دارند؟ و اولین گام برای انجام تبلیغات دیجیتال کدام است؟

سلجوقی: هنوز یک جدال بزرگ وجود دارد که بازاریابی با ویزیتوری یا تبلیغات تفاوت دارد! در فضای تبلیغات از بیلبورد تا کف زمین از هر کجا که دیده شود، می توان استفاده ی تبلیغاتی کرد.

آقایاری: یعنی از هر فضایی می توان برای رسانه سازی استفاده کرد؟

سلجوقی: بله. در فضای دیجیتال نیز به همین گونه است؛ در تمام فضاهای آن مانند وب، اپلیکیشن، موبایل و… که در اختیار مخاطب است می توان تبلیغات انجام داد. از طرفی هر روز نیز این فضا بزر گتر می شود؛ مثلاً یک روز تلگرام به آن اضافه می شود و شرکت های تبلیغی در تلگرام نیز پدید می آیند. این که کدام یک از این فضاها مناسب است، کدام یک مناسب نیست خیلی قطعی نمی توان به آن پاسخ داد. این جا هر کسب و کار باید متوجه شود که بازگشت سرمایه کسب و کار چطور بوده است تا بتواند تصمیم گیری کند. به طور مثال در همین «علی بابا» حتماً یک برنامه ی بازاریابی وجود دارد که منجر به یک برنامه ی تبلیغاتی می شود. قسمتی از این برنامه دیجیتال شامل بخش های موبایل، رسانه های اجتماعی، بنرهای وب و … می شود. به مرور هر کدام از این بخش ها را نگاه می کنند و با توجه به داده های تاریخچه ای به
دست آمده، اثربخشی هر کدام از بخش ها را می سنجند. باید دید در طول زمان کدام یک از بخش ها دوام می آورد؛ اما باید توجه کرد که بخشی از این تبلیغات به مخاطب تحمیل می شود و مزاحم است. شرکت های معتبری همچون عدد به طرف آن نمی روند اما خیلی از جاها به دلایل مالی آن را به خدمات خود اضافه می کنند. اگر اشکالی نداشته باشد از آقای علی اشرفی بپرسیم که آیا آن ها از سبک تبلیغات تحمیلی (پوش) استفاده می کنند؟

علی اشرفی: در حال حاضر خیر. سیاست های ضد اسپم رو دنبال می کنیم.

سلجوقی: بله، ای نها اسپم است اما متأسفانه کسب و کارها و بعضی شرکت ها این خدمات را ارائه می کنند؛ بنابراین دقیق نمی توان گفت که تبلیغات دیجیتال چه چیزی است. در قدیم برای تبلیغات دیجیتال یک هویت دیجیتالی به نام وب سایت نیاز بود اما الان حتی لازم نیست که یک وب سایت داشته باشید. می توان تمام تبلیغات دیجیتال را به یک کانال تلگرام یا یک شماره تماس متصل کرد. بسترهای عمومی اجازه ساخت هویت دیجیتال با هر چیزی را داده است.

طالبی: از نظر من بازاریابی دیجیتال استفاده از ابزارهای دیجیتال برای رسیدن به اهداف بازاریابی است. به نظرم هر چیزی که در داخل فرآیندهای بازاریابی درو نگرا نباشد تبلیغات دیجیتال است. هر چیزی که وقفه ایجاد کند؛ حال می خواهد در نرم افزار، سایت و… باشد یا با چشمک زدن توجهم را از محتوا جدا سازد، بخشی از تبلیغات دیجیتال است. تبلیغات دیجیتال هم بخش جدانشدنی از بازاریابی دیجیتال است. صحبت از درست یا غلط، تحمیلی یا غیرتحمیلی بودن آن نمی کنم. من خودم الآن در tizland.ir به صورت ویژه روی سئو تمرکز کرده ام و تقریباً
دست به عصا سراغ تبلیغات می روم. یعنی در حد کانال تلگرامی و مانند آن، بازاریابی برونگرا انجام می دهم. نکات دیگری هم البته وجود دارند. خود ابزارهای تبلیغات هم کیفیت های مختلف و بازه زمانی مؤثر متفاوتی دارند. مثلاً اگر یک بیلبورد در همت داشته باشم تا زمانی که پولش را بدهم آنجا هست اما با قطع هزینه، بیلبورد هم پایین می آید. اما مثلاً زمانی که در مجله تبلیغ می دهیم تا چندین ماه بعد نیز احتمال بازخورد هست؛ چرا که دست به دست و یا پخش می گردد. خیلی از کسب و کارهایی که از تبلیغات به خصوص در فضای دیجیتال رضایت ندارند به
خاطر آن است که تفاوت های این فضاها را نمی دانند. حالا این موضوع را در فضای دیجیتال ببینید. به طور مثال، در تبلیغات کلیکی کسی به تبلیغ دهنده آموزش اصولی نمی دهد. تبلیغ کلیکی مثل بیلبورد در همت است. به محض قطع شدن، کلیک و فروش و جریان درآمدی ات ناگهان قطع می شود. حالا این یک موضوع است، موضوع دیگر هم این است که اصلاً تبلیغ کلیکی را باید خیلی اصولی انجام داد تا حداقل بازگشت سرمایه یا حصول اهداف بازاریابی را داشته باشد.

علی اشرفی: در پاسخ به پرسش چرا تبلیغات دیجیتال؟ می توان گفت هر جا که مردم هستند و رفتارشان به آن سمت سوق دارد، خود به خود رسانه ایجاد می شود و در آن بستر تبلیغ نیز می توان انجام داد. وقتی آمارها را نگاه می کنیم و درم ییابیم که مردم روزانه وقت زیادی را
در فضای مجازی می گذرانند، خود به خود یک رسانه قوی متولد می شود و حضور در این رسانه رقابت نیز ایجاد می کند. برندهای آفلاین در این رسانه ها حضور تبلیغاتی پیدا می کنند و از سوی دیگر کسب و کارهای آنلاین نیز بنا بر ماهیت در این فضاها به تبلیغ می پردازند. همه این ها اثرات و محدودیت هایی نیز دارد. آن چیزی که در حوزه دیجیتال مارکتینگ مغفول مانده، این است که دیگر ظرفیتی وجود ندارد که برندها بتوانند از آن ظرفیت به خوبی استفاده بکنند. گویی جایی باقی نمانده است؛ مثلاً بنرهای یک وب سایت ورزشی پرمخاطب، بالای 50 میلیون شده است. باید از این فرصت استفاده کرد و کیفیت رسانه دیجیتال را بالاتر برد. گویی حوزه و فرصتی ایجاد نشده که سرمایه درست جذبش بشود و بازده ی خوبی برای تبلیغ دهنده داشته باشد. در صورتی که اگر بازده خوب بدهد مجدداً پول بیشتری سمتش می آید. این چرخه ادامه دارد و حوزه ی رسانه های دیجیتال می تواند گسترده تر شود و رشد یابد. همین امر موجب شده که رسانه های محتوایی آن چنان که کسب و کارهای الکترونیک رونق گرفته اند، به شکل شایسته رونق نگیرند؛ چرا باید یک کسب و کار الکترونیک با رقم خیلی بالایی ارزش گذاری شود اما ارزش گذاری یک رسانه دیجیتال که رتبه 20 تا 30 الکسای ایران را هم دارد بسیار کمتر از آن باشد؟ در حال حاضر این حوزه آ نچنان که باید قدر دانسته نشده که رسانه های دیجیتال را توسعه بخشد و گسترده تر بکند. بحث دیگر این است که بتوان رفتار مخاطب را ردگیری کرد و این اصلاً به معنای ورود به حریم خصوصی مخاطب نیست. اگر با این کار بتوانیم از حجم آلودگی بصری مخاطب کم کنیم و پیامی را که متناسب با رفتار، سبک زندگی و روحیاتش است به وی بدهیم، اتفاق کارآمد و تمیزتری خواهد بود.

طالبی: عدم وجود تفکر سیستمی نیز در این فضا احساس می شود. بعضی شرکت ها سایت هایی را برای تبلیغات می پذیرند که واقعاً کیفیت محتوایی ندارند و کلاً با روش زرد پیش می روند و محبوبیت حباب گونه دارند. با تفکر افزایش کلیک آن ها را گرفته اند اما این موضوع در بلندمدت برای کسب و کار مناسب نیست و به ضررشان کار می کند. یعنی کلیک گرفته شده کیفیت لازم را ندارد و منجر به بازده مالی نمی شود. در واقع این سایت های زرد تبلیغات را هدر می دهند. دو نوع تبلیغات دیجیتال داریم؛ برندی همچون «نوین چرم » که الزاماً نمی خواهد در اینترنت بفروشد و شرکتی مانند علی بابا که می خواهد در همین اینترنت بفروشد. شاید هدف اولی بیشتر این باشد: کسانی که تبلیغ اینترنتی را دیده اند، در خیابان، در محیط فیزیکی، وقتی از کنار مغازه نوین چرم رد می شوند داخل مغازه شوند. یعنی در واقع تبلیغ دیجیتال بیشتر برایشان در حوزه آگاهی و شناخت برند اهمیت دارد. آقای علی اشرفی از توسعه صحبت می کنند و به نظر من این توسعه با حذف کردن بی کیفیت ها نیز می تواند رخ دهد.

موسوی: به نظر من هر رسانه ی دیجیتالی که از تکنولوژی استفاده می کند و می توان آمارش را چک کرد و دیتا در اختیارمان قرار می دهد؛ تبلیغات آنلاین است. این موضوع در تبلیغات آفلاین بدون هیچ بازخورد آماری پیش می رود.

آقایاری: یعنی شاخص اندازه گیری در دیجیتال بسیار قوی تر از فضای آفلاین است؟

موسوی: بله، این مزیت دیجیتال است که فرد با بازخورد اندازه گیری شده مواجه می شود. آمار و اطلاعاتی که در تبلیغات دیجیتال وجود دارد و می توانیم از آن استفاده کنیم دارای معیارها و سنجه های بسیاری است. اینجا باید اشاره کنم که نباید صرفاً به یکی از آن ها اتکا کنیم. بعضاً باعث تأسف است که برخی از مشتریان ما فقط به یکی از سنجه ها توجه می کنند و آن را معیار تصمیم گیر ی قرار می دهند. این خودش یکی از مشکلات است. به طور مثال این که فقط نرخ بازگشت سرمایه را به عنوان معیار بگذاریم درست نیست؛ شاید زوایای دیگر پنهان شوند. تبلیغات ممکن است در بلندمدت منشأ تغییر باشند. شخصی که الان در موبایلش تبلیغی را می بیند ممکن است که سه ماه بعد خریدی را انجام دهد.

سلجوقی: باید برای انواع مختلف بسترهای تبلیغاتی تعریف دقیق تری بیان شود. برای مثال شرکت عدد یک شرکت تکنولوژیک به حساب می آید و رسالت متفاوتی در مقایسه با آژانس های تبلیغاتی دارد. به این صورت که آژانس های تبلیغاتی با امضای توافقنامه و ارائه پروپوزال به مشتری، متعهد می شوند تا در یک بازه زمانی مشخص به یک میزان فروش توافق شده برسند و نرخ بازگشت سرمایه معقولی به آن مشتری ارائه دهند، اما یک شرکت تکنولوژیک مانند عدد یک بستر تبلیغاتی (تبلیغات درون اپلیکیشنی) ارائه می دهد و در درجه اول به دنبال توسعه تکنولوژی خود است. حالا این که تبلیغ دهنده ای از این تکنولوژی استفاده ثمربخشی کرده و کمپین خودش را جوری برنامه ریزی کند که نتیجه ی خوبی داشته باشد، خارج از تخصص و فعالیت ماست. همه نیازمند بازتعریف و شناسایی گستره های دقیق تر تبلیغات دیجیتال هستیم.

آقایاری: از آقای طالبی به عنوان نماینده ی بنگاه های کوچک و متوسط و آقای علی اشرفی به عنوان نماینده کسب و کارهای بزرگ پرسش می کنم. اولین قدمی که برای تبلیغات دیجیتال برمی دارید چیست؟ رسانه های دیجیتال را چگونه انتخاب می کنید؟

علی اشرفی: ما از بازاریابی دیجیتال شروع می کنیم و بدون تحقیقات بازاریابی آب هم نمی خوریم. اتفاقاً به نظرم هرچقدر یک کسب و کار کوچک تر باشد باید بیشتر به این موضوع توجه کرد؛ چرا که هزینه ها همچون تیر تک تیرانداز باید خرج شود و خطا نرود. در روند تحقیقات، پرسونا و ارزش های مشتری برایمان مشخص می شود و از سوی دیگر استراتژی های بازاریابی و این که الان در کجای چرخه عمر مشتری هستیم را در می یابیم؛ سپس تعیین می کنیم که معرفی برند برایمان اهمیت دارد، یا قرار است رفتاری را تغییر بدهیم، این که اساساً باید چه کاری انجام شود مشخص می گردد. در نهایت بودجه می آید و کار را شروع می کنیم. از وقتی وارد عرصه تبلیغات دیجیتال شده ایم، در واقع به یک فضای مبهم و مه آلود پا گذاشته ایم. نه گزارش تی جی آی همچون رسانه های آفلاین وجود دارد و نه از طرفی شناسنامه مشخصی برای هر رسانه دیجیتال موجود است. بزرگ ترین سایت های ایران شناسنامه مخاطب ندارند. یعنی الان از یک سایت برتر ایران بپرسیم که مخاطب های شما چه کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند؟ پاسخی نمی تواند بدهد. تلویزیون و رادیو مثلاً می گویند اگر مخاطب شما کودک است این برنامه و پیشنهادات را داریم و یا در ساعت های مخصوصی احتمالاً بهترین نتیجه را خواهید گرفت. اما شناسنامه ای برای رسانه در فضای دیجیتال نداریم و چیزی شبیه الکسا که چند درصد زن و مرد و … می باشد؛ بیشترین اطلاعات است که گاهی کسب و کارها را گیج می کند. به خاطر مجموعه ای از دلایل از روش آزمون و خطا استفاده می کنیم. سه شلیک انجام می دهیم و آماری را به دست می آوریم که ما را برای بهترین روش با توجه به مدل کسب و کارمان هدایت می کند. باید اضافه کنم که پایداری رسانه هم وجود ندارد. چه در جاهایی که دیسپلی ادز هستند و چه در جاهایی که پلتفرمی عمل می کنند. دوستانی که پلتفرم دارند بعضی اوقات در شاخصه ها در بالاترین حد ممکن هستند و گاهی افت می کنند. حال ما این خلأ کاستی ارائه اطلاعات توسط رسانه ها را چگونه دور می زنیم؟ از مخاطب امن می پرسیم. رفتار رسانه ای مخاطب امن را بر اساس جاهایی که قصد داریم برویم مورد سنجش قرار داده و اگر مخاطب امن آنجا بود ما نیز به آن سمت می رویم. حتی بخشی از این کار را هم حدس می زنیم چرا که نمی توان از مخاطب صدها سؤال پرسید که شما به فرض صبح ها که تابناک می خوانید، بعدش در کدام سایت می روید. این نیز حدودی رخ می دهد. البته در تبلیغات دیجیتال تا یک حدی می توان خرج کرد و از آن بیشتر واقعاً رسانه ای که اثربخش باشد در ایران وجود ندارد. رقم از یک بازه ای که بالاتر می رود واقعا بحران این که در دیجیتال چگونه می توان آن را هزینه کرد به وجود می آید و تبلیغات آفلاین هم که مبحث ویژه خودش را می طلبد.

طالبی: پس خوش به حال منی که کسب و کار کوچک دارم. فعالیت ما توأمان هم راحت تر و هم سخت تر از کسب و کارهای بزرگ است. شرکت های بزرگ هدف گیری مشتری را دارند و ما نیز داریم. منتها آن جا می دانند که پرسونا چه کسی است و ما تا حدودی آن را حدس می زنیم. چرا که شرکت های بزرگ بودجه تحقیقات و بازاریابی خوبی دارند ولی ما بیشتر با شهود، فرضیه و تجربه جلو می رویم. ممکن است بودجه تحقیقات بازاریابی یک شرکت بزرگ معادل کل بودجه ی تبلیغات ما باشد. به خاطر همین مبتنی بر تجربه عمل می کنیم و تبلیغ را طراحی می کنیم. منتها اینجا باز مشکلی خواهیم داشت. چون نمی توانیم مثل یک شرکت بزرگ کارمند گران قیمت و باکیفیت داشته باشیم؛ طراحی را برون سپاری می کنیم و یا ناخودآگاه از کیفیت کمتری بهره مند می شویم. پس تا این نقطه در کارهایی نظیر تولید محتوا، طراحی بنر و … از شرکت بزرگ عقب تر هستیم. وارد همان فضای آزمون و خطا می شویم، در اینجا مشکلی که وجود دارد این است که نمی توانیم به طور مثال 20 میلیون، 20 میلیون در بخش های مختلف تست کنیم و سپس ارزیابی کنیم. این تست ها زیر 3 میلیون تومان در نمی آیند. برای تست هر کانال تبلیغی حداقل یک هفته مداوم باید کلی بالا و پایین کنیم و دقت کنیم تا بتوانیم نرخ کلیک و نرخ تقریبی بازگشت سرمایه را دربیاوریم. ممکن است از یک بودجه 20 میلیونی 5 تومان آن دور ریخته شود تا بتوان فهمید که از این تعداد بخش های تبلیغی کدام برای امن مناسب تر هستند. در کسب و کارهای کوچک و متوسط می گوییم بودجه ای داریم و بهترین جایی که می توان آن را خرج کرد، کجاست؟ در تبلیغات دیجیتال خیلی علاقه داریم که هم هجا همچون تلگرام، وب سایت ها و … حضور داشته باشیم اما در اثربخش ترین حالتی که از تحقیقات دریافت کردیم، وارد می شویم. در این حالت کمتر سراغ اینستاگرام و بازاریابی اینفلوئنسر نیز خواهیم رفت؛ چرا که همچون هندوانه ی دربسته ای می ماند و تست در آن فضا معنایی ندارد، هزینه بسیاری ممکن است از دست برود.

آقایاری: در کسب و کار کوچک و متوسط 5 میلیون تومان و در مقیاس بزرگ تر ممکن است 50 میلیون تومان برای تست هدر برود. آیا ارائه دهندگان تبلیغات آنلاین نمی توانند ساز و کاری داشته باشند که این هزینه هدر نرود؟ به معنای دیگر آیا این ارائه دهندگان نمی توانند تجربیاتشان را در اختیار دیگران قرار دهند و مشاوره ای سازنده بدهند؟

طالبی: یک نکته خیلی جالب اینجاست. همین 5 میلیون تومان می تواند به من بگوید که بهترین بازگشت سرمایه در کدام منابع بوده است. اما ارائه دهندگان تبلیغات آنلاین، منابع اطلاعاتی را به ما نمی دهند. اگر اطلاعات را در اختیارمان قرار بدهند، منِ کسب و کار دیگر آن 15 میلیون را دور نمی ریزم. چون دقیقاً می دانم از آن هزار سایتی که بنر ما را به نمایش گذاشته، کلیک ثمربخش از طریق کدام سایت رسیده است. بنابراین حاضرم چندین برابر بیشتر هم برای کلیک ها هزینه کنم.

علی اشرفی: این دوستان ممکن است 10 سایت و یا اپلیکیشن خوب داشته باشند.

سلجوقی: در تبلیغات موبایل و خود عدد، ما این فضا را نداریم و این سوءتفاهمی است که از وب وارد موبایل شده است. کل ترافیک ما در عدد روی نوترا است. یعنی تمامی اپلیکیشن ها در شبکه عدد یکسان در نظر گرفته می شوند، یعنی اپلیکیشنی که تعداد نصب بالا دارد با اپلیکیشنی که تعداد نصب آن پایین است تفاوتی ندارد و برای تبلیغ دهنده نیز تفاوتی در هزینه ایجاد نمی کند. در پنل، دسته بندی اپلیکیشن ها فقط بر اساس محتوا است. ولی در وب ها این مسئله وجود دارد. ممکن است شخصی 10 سایت خوب داشته باشد که کیفیت بازدیدکننده هایش بیشتر باشد و آن ها را به دوستانشان و … اختصاص دهد. اما در موبایل کلا این گونه نیست.

آقایاری: در رسانه های اجتماعی مثل تلگرام چگونه عمل می کنید؟

طالبی: من مستقیماً با کانال های تلگرام وارد معامله می شوم. به 20 کانال تبلیغ می دهم و از یک نشانی اینترنتی استفاده می کنم و در آخر همه را می سنجم. در نهایت در ثمربخش ترین کانال ها هزینه را پخش می کنم.

سلجوقی: کسب و کارهای کوچک و متوسط راحت تر می توانند این کار را بکنند. مثلاً «بامیلو » بخواهد این کار را انجام بدهد نمی تواند با صد کانال صحبت کند.

علی اشرفی: علی بابا با 1900 کانال در طول یک سال مراوده دارد و هزینه هایشان را نیز مستقیماً برای کانال ها واریز می کند. ما هم در تیم بازاریابی خودمان این کار را انجام می دهیم.

طالبی: اتفاقاً از نظر من هم ثمربخش است و کانال 30 هزار نفری که خودمان شناسایی کردیم از بعضی کانال های میلیونی بیشتر به دردمان خورده است.

علی اشرفی: این گونه خیلی دقیق تر محتوا را نیز کنترل می کنیم. به طور مثال در یک کانال مهندسی با ادبیات و مؤلفه های خودش و در یک کانال آشپزی به شیوه ی محتوایی خودش پست را منطبق خواهیم کرد.

سلجوقی: این روش مانند تبلیغات همگن به نظر می رسد.

موسوی: مسئله ای که درباره ی رسانه های زرد مطرح شد اینجا کاربرد دارد. در صحبت ها گفته شد که رسانه های زرد به هیچ وجه بازخوردی برای تبلیغات ندارند اما شاید برندی که مثلاً کرم شفاف کننده پوست صورت می فروشد در این سایت های زرد راحت تر به نتیجه اش برسد.

طالبی: ما نیز همین را می گوییم و می خواهیم بازی برد – برد – برد اتفاق بیفتد. هر تبلیغ با توجه به اثربخشی خودش قرار بگیرد. فقط ممکن است بعضی از سایت ها که دیتای دروغین و کلیدواژه های متعدد بی معنا کنار یکدیگر دارند، کنار بروند.

علی اشرفی: در دو سال گذشته محتوای وب به هیچ عنوان توسعه ی خوبی پیدا نکرده است. محتوا داخل تلگرام آمده است و از محیط وب غافل شده ایم.

طالبی: اما چندین سایت خوب همچون «چطور » و… در این زمینه رشد کرده اند.

علی اشرفی: مقیاس اینترنت ایران اگر چهار برابر شده مقیاس محتوا این رشد را نداشته است.

موسوی: بله، پیشرفت خوبی نداشته و یکی از مشکلات این است که ترافیک روی تلگرام و اینستاگرام خیلی بالا است و مخاطب کمتر صفحات وب را می خواند.

طالبی: در سال 2013 که فیس بوک مسنجر به راه می افتد در آمریکا افت شدیدی در ایمیل مارکتینگ، رخ می دهد. در ایران هم با همه گیر شدن وایبر و تلگرام دچار این افت شده ایم اما به نظرم این برهه را رد خواهیم کرد.

آقایاری: در رسانه های اجتماعی محتوا راحت تر در اختیار مخاطب قرار می گیرد. آیا این موضوع می تواند علت خلأ محتوایی وب باشد؟

طالبی: با این وجود در حال حاضر خیلی از تولیدکنندگان محتوا و مسئولین به این نتیجه رسیدند که مانایی و پایایی تلگرام نسبت به وب کمتر است و می خواهند که به فضای وب بازگردند. تمایل بازگشت به وب بیشتر از قبل ایجاد شده است.

موسوی: قابلیت ردگیری محتوا برای کسب و کارها بسیار حیاتی است و در محیط وب ابزارهای بیشتری برای این کار در اختیارشان است. در تولید محتوای تلگرام عماً هیچ کار خاصی نمی توان انجام داد. در راستای صحبتی که گفته شد شخص از چه وب سایتی آمده است و اطلاعاتش را در اختیار ما نمی گذارند؛ باید بگم که خود ما این دیتاها را ارائه می کنیم. شخصی که در شرکت ما کمپینی را فعال می کند از همان ابتدا متوجه می شود که از کدام وب سایت چه تعداد ترافیک گرفته است، نرخ پرش کاربر آن ها به چه صورت بوده است و… این امکانات وجود دارد و ما نیز سعی خواهیم کرد که این داده ها را کامل تر ارائه کنیم و خواسته های تبلیغ دهندگان را بر طرف سازیم. منتها بعضی از خواسته ها نیازمند تکنولوژی است و بعضا هزینه بالایی دارد. این نقطه ای است که باید تصمیم بگیریم این کار برای امن اقتصادی است یا خیر. آمار و اطلاعات در کسب و کارهای گوناگون با یکدیگر متفاوت است. مثلاً بگوییم به طور متوسط نرخ تبدیل در کیس های مختلف شرکت ما 3 درصد بوده است. خب حالا این عدد روی چه چیزی منظورمان بوده است؟ چه صنعتی؟ چه اقدامی؟ ثبت نام؟ خرید؟ و… به خاطر همین اطلاعاتی که انتظار دارید ارائه بشود و از روی آن بفهمیم که با کدام مجموعه کارمان را شروع کنیم وجود ندارد. مگر آن که مشتری سراغ ما بیاید و بگوید که می خواهم روی این صنعت کار کنم، در حال حاضر چقدر بودجه خرج کنم مناسب است؟ ما بر اساس داده هایی که داریم، اگر محرمانه و داده های رقبا نباشد، می توانیم یک سری اطلاعات کلی در اختیارشان قرار بدهیم.

علی اشرفی: با نظر شما مخالف هستم.

طالبی: من هم همین طور، الان من از اسارت اینسایت  یا گت ریسپانس اطلاعات می گیرم. این را نمی گوید که کدام شرکت چند ایمیل فرستاده است اما به طور مثال می گوید که در حوز ه فناوری اطلاعات انتظار میانگین نرخ فلان قدر را داشته باشید. اسم کمپانی نمی دهد اما میانگین کل را در اختیار قرار می دهد. شما بدون اسم می توانید بگویید کسی که در حوزه ی آموزشی است می تواند توقع ایمپرشن به این میزان را داشته باشد. میانگین نرخ کلیک و بازگشت سرمایه هم آن قدر است. من از قبل یک حدود خواهم داشت و بعد متوجه می شوم که وارد بشوم یا خیر.

موسوی: شما فکر کنید مثلاً اگر ما بخشی از اطلاعاتی را که ما در مورد رزرو آنلاین بلیط هواپیما یا هتل در اختیار داریم؛ ارائه کنیم. خود شما از این که ما اطلاعات را پخش کردیم ناراحت نمی شوید؟

طالبی:خیر. این اطلاعات میانگین کل کشور است.

موسوی: بله اما برای مخاطب واضح خواهد بود که این اطلاعات بر اساس اطلاعات و آمار ما از یک بیزنس خاص که مشتری ما بوده، استخراج شده است.

علی اشرفی: من محدودیت های خودم را در موقع کار با شما اعمال می کنم اما با آن بخش صحبتتان که تکنولوژی را پیشرفت نمی دهیم به خاطر آ نکه به صرفه نیست، مخالف هستم. هیچ دور نیست روزهایی که مجله را باز می کردیم و ده ها صفحه در ابتدا، میانه و آخر آن تبلیغات بود و وقتی به آن ها گفته می شد به وب ورود کنید، می گفتند به صرفه نیست. اما در حال حاضر وضعیت آنان چگونه شده است؟ واقعیتش آن است که هدف کسب و کار کسب سود بیشتر است. روندهای امروز و آینده را همین پول تعیین می کند؛ این که مشتری کجا پول خرج می کند؛ باید بروید و محصول را بیشتر توسعه بدهید. اگر خدمات وی آی پی یا سی آی پی می خواهد باید آن را برایش فراهم کنید. در صنعت تبلیغات و تکنولوژی های تبلیغات دیجیتال ایران اتفاقی که افتاده این است؛ می گویند همینی که هست جای دیگری نداری که بروی!

سلجوقی: فعلاً زورمان می رسد. به محض آن که یکی از شرکت ها سرویس های بهتر را ارائه کند معادله عوض می شود و بقیه نیز می دوند.

طالبی: این جمله را بزرگ با رنگ قرمز چاپ کنید!

سلجوقی: جمله محترمان هتر آن را مایکل پورتر هم گفته است. ما الان در وضعیتی هستیم که شما گزینه دیگری ندارید.

علی اشرفی: چرا جایگزین دارم. من دارم می گویم که 50 درصد بودجه ی من را تبلیغات گوگل می برد. چرا شما نمی خواهید از این بودجه استفاده کنید؟

سلجوقی: ما نمی توانیم. با این معنایی که شما می گویید، گزینه جایگزین گوگل هم نمی توان شد.

علی اشرفی: منظور رقابت شما با گوگل نیست. منظور من این است که شما بازخورد مناسب نشان بدهید که این بودجه به سمت شما جاری بشود.

موسوی: ببینید در یک باز ه کوتاه مدت نمی توان کل 50 درصد هزینه شما به گوگل را به دست آورد. باید درصد به درصد به آن سمت حرکت کنیم. آن جایی که تکنولوژی عمومی هست، ما با توسعه اش می توانیم سرویس های آن را به همگان ارائه کنیم. حتی اگر پول توسعه وجود نداشته باشد برایمان اولویت خواهد داشت و آن را فراهم م یکنیم. اما بعضی از تکنولوژ یها همگانی نیست
و صرفاً برای بعضی مش رتیان کاربرد دارد که در این حالت هزینه
کردن برای توسعه معقول به نظر نم یرسد.

علی اشرفی: خواست های که ما از شما داشت هایم این نبوده است که پیشرفته ترین تکنولوژی جهان را ارائه کنید. بنر اچ تی ام ال 5 یکی از آن موضوعاتی است که ما مدت ها درخواست کرده ایم اما در نهایت یک استارتاپ آن را اجرا کرد! الان می گوییم آر اس اس که بتوانیم قیمت لحظه آخر پروازهایمان را قرار دهیم. بنر تعاملی طراحی کردیم به چندین پلتفرم دادیم و گفتیم موس که بر روی آن می آید این واکنش رخ بدهد. خواسته ما آن قدر پیچیده و تکنولوژی برتری نبوده که نتوان اجرایش کرد. چون فضا پر است. عرضه کمتر از تقاضا است و این توسعه رخ نمی دهد.

سلجوقی: موضوع عرضه و تقاضا است. همین الان یک کار ویدیو از اسفند بر روی عدد آماده می باشد، اما ما آ ن را منتشر نکردیم. تقاضای ویدیو در 50 درصد نتورک های موجود خالی است. چرا باید آن را باز کنیم؟ درست است که مثلاً «دیجی کالا»، بامیلو یا علی بابا آن سرویس را می خواهند اما آن ها نمی توانند تعیین کنند که یک ویژگی به این فضا اضافه بشود یا نه؛ باید به یک تعادل در این عرصه برسیم.

موسوی: ما یک سری تکنولوژی به وجود می آوریم و شما نیز متقاضی آن هستید. اما این که چگونه در بازار آن ها را بفروشیم مشکل به وجود می آید. حتی خیلی ها نمی دانند به چه دردی می خورد. مثلاً همان استارتاپی که گفتید قابلیت اچ تی ام ال 5 را به وجود آورده، در فروشش دچار مشکل نشده است؟

سلجوقی: آقای اشرفی شما تا به حال تبلیغات همگن موبایلی استفاده کرده اید؟ روند دو سال اخیر موبایل است. خیر چون که تقاضای شما نیست ولی جاهای دیگر از آن استفاده می کنند. اساساً باید به این موضوع عرضه و تقاضا در فضای کلی تبلیغات آنلاین توجه بیشتری شود.

طالبی: اگر به سیستم همکاری در فروش توجه بیشتری می شد و افراد با یک لینک واحد که برای خودشان است به صورت درصدی یا پورسانتی تبلیغ می کردند، دست پنهان آدام اسمیت پیدا می شد و زنگ خطری برای دوستان ارائه دهنده تبلیغات آنلاین به صدا درمی آمد. از این رو توسعه و تحرکی که درباره اش صحبت شد نیز برایشان ایجاد می شد. در چنین شرایطی حتی آمار داریم که کدام یک از کاربران چند مشری را می آورد. حرف من این است که به همکاری در فروش و تبلیغات پورسانتی در تبلیغات دیجیتال به شکل شایسته، بها داده نشده است.

آقایاری: شما می فرمایید تقاضا بسیار بالا است اما عرضه کم است. عرضه کجا کم است؟ فضای دیجیتال دارای عرضه کم است و یا عرضه ارائه دهندگان تبلیغات دیجیتال کم است؟

طالبی: فضا در حال حاضر متفاوت شده است؛ به طور مثال شامل تلگرام یا اینستاگرام شده است. بخشی از آن را تبلیغ دهندگان خوب استفاده نکرده اند. مثل همین کم توجهی به تبلیغات پورسانتی و غیره. ولی از سوی دیگر توسعه قابل توجهی نیز از طرف ارائه دهندگان تبلیغات رخ نداده است.

آقایاری: کمی زاویه دید را تغییر دهیم و از نگاه مخاطب به این پدیده بنگریم. در حال حاضر نگاه مخاطبان به تبلیغات دیجیتال چگونه است؟

سلجوقی: نمی توان گفت که تبلیغات اصلاً مزاحم محسوب نمی شود. حتی تبلیغات محیطی نیز مزاحم مخاطب است. اعمالی مثل باز یپردازی و… نیز بعد از چندین مرتبه تکرار جذابیت خودش را از دست می دهد. گوگل یک مدینه فاضله ای ترسیم کرده است که می گوید به جایی برسیم که تبلیغات تبدیل به اطلاعات بشود. به طور مثال وقتی گرسنگی بر شما حادث شد؛ همان لحظه تبلیغ یک فست فود نزدیک به خود را ببینید و حتی سفارش دهید. اما خب این یک مدینه ی فاضله است. این که چه زمانی محقق می شود برمی گردد به داستانی که چقدر داده ها و اطلاعات را تجمیع کنیم و چه میزان روی آن تحلیل کرده و سرویس بهتر ارائه کنیم.

آقایاری: به نظر این مدینه فاضله خیلی دور از زمانه ی اکنون نیست و با توسعه و یا همکاری های بیشتر بخشی از آن قابل ارائه است.

علی اشرفی: شما اجازه دسترسی به لوکیشن را هنگام نصب اپلیکیشن ها از کاربران موبایل گرفته اید. فرض کنید من می خواهم به تمام آدم هایی که از پلتفرم های تحت تبلیغات شما استفاده می کنند و در حال حاضر در فرودگاه هستند تبلیغ بدهم. حتی حاضرم به جای هر کلیک 30 تومان 300 تومان بدهم.

سلجوقی: پلتفرم عدد بر روی موبایل لوکیشن می دهد. ما اگر اجازه دسترسی به لوکیشن را اجباری می کردیم؛ ریزش تعداد نصب داشتیم. شرکتی وجود دارد که یک قرارداد شش ماهه با ما دارد و ما نیز خدمات لوکیشن به آن شرکت ارائه می دهیم.

علی اشرفی: خیلی هم عالی است. من این مشتری هوشمند را رصد می کنم اگر تغییر وضعیت اثربخشی داد ما هم سراغ شما می آییم.

سلجوقی: مسئله ما همین نقطه است. ما آن شرکت را تغییر وضعیتی نداده ایم و یا نمی دهیم. آن ها خودشان می دانند که چه کار انجام می دهند و هنوز هم با ما فعالیت دارند. اگر تبلیغ دهنده نیاز به یک سرویس اختصاصی داشته باشد محرک لازم است.

طالبی: جالب این است که من هم این محرک را از سوی شما نیاز دارم.

سلجوقی: بحث این که شما نیز محرک می خواهید سرجایش است. در چندین ماه گذشته، حرف شما کاملاً درست بود. اما در حال حاضر وضعیت سرویس دهنده 100 درصد پرُ است. برای چه باید تقاضاسازی کنیم؟ این نکته شاید جالب باشد که در خود هلدینگ ما خیلی از محصولات هستند که با ما کار نکرده اند و سراغ رقبای ما جهت تبلیغات دیجیتال رفته اند. ممکن است مسیر توسعه شان بیشتر با آن ها همسو بوده باشد. برعکس، رقبای آن ها با ما کار کرده اند. مسیر رشد و توسعه ما ممکن است با تبلیغ دهنده ای هم راستا باشد و یا نباشد.

علی اشرفی: من به شخصه از دوستان تبلیغات دیجیتال و بسترها تشکر می کنم چرا که هرکاری که انجام دادیم از طریق آن ها صورت گرفته است. بحث موجود این است که ما از این مسیرها رد شده ایم و از توان دوستان استفاده کرده ایم و به نظرمان دیگر کشش خوبی ندارد. شما نیز می گویید که برای دو الی سه مشتری نمی توانید بیزینس مدل یا نقشه راه خودتان را عوض کنید. از طرفی ما نیز باید به اهداف خود برسیم و بهترین بازده را کسب کنیم. حکایت شبیه مرغ و تخم مرغ شده است.

طالبی: با همه ی ایرادها و ضعف هایی که نسبت به عرصه دیجیتال و تبلیغاتش وارد است؛ مثل این که داده ها ذخیره و تحلیل نمی شود و … ولی حقیقتاً فضای بی نظیری برای تبلیغات است.

سلجوقی: می توانم این را بگویم که بسیاری از ارائه دهندگان تبلیغات طرح های توسعه متعددی اجرا کرده اند اما به خاطر نبود تقاضا و پیچیدگی های ناشی از باز شدن آن در پنل های مربوطه، هنوز راه نیفتاده است. این فضا در آینده ای نه چندان دور نویدبخش آینده ای مؤثرتر برای تبلیغ دهنده و ارائه دهنده خواهد بود.

موسوی: به عنوان نتیجه گیری به نظرم مشکلی که وجود دارد در ابتدا عدم وجود دانش است. خیلی ها ممکن است خدماتی را که ما به عنوان ارائه دهنده تبلیغ دیجیتال اضافه کنیم، درک نکنند. این موضوع موجب می شود که اضافه کردن خدمت جدید برای ما صرفه اقتصادی
نداشته باشد و این به معنای عدم توانایی ما برای بقا خواهد بود. یکی از خوبی های چنین نشست هایی بالا بردن سطح دانش افراد شاغل، فعالان و علاقه مندان این عرصه است که به واسطه گفت وگو و مجله هایی نظیر نگاه شرقی و… محقق می گردد.

آقایاری: شاید بتوان از لحاظ تنوع و گستردگی، تبلیغات دیجیتال را به یک هزارتو تشبیه کرد. پس مهم است هنگام ورود به این عرصه، دانش کافی را داشته باشیم و با آشنایی کامل نسبت به ابزار و امکانات به سمت اهداف امن قدم برداریم. مقصود نگاه شرقی از برگزاری چنین نشست هایی، ترسیم نقشه راه و پاسخ به سوالات روزافزون جامعه تبلیغات در مورد پدیده های کم و بیش نوین است که بعضاً تعاریف دقیقی از آن ها وجود ندارد. ممنون از حضور گرم شما عزیزان که همراه نگاه شرقی در این مسیر هستید.

نظر دهید